
متن آهنگ
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافه ای کآخر صبا زان طُره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هر دم جَرَس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مُغان گوید که سالک بی خبر نبوَد ز راه و رسم منزل ها شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خودکامی به بد نامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هر دم جَرَس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مُغان گوید که سالک بی خبر نبوَد ز راه و رسم منزل ها شب تاریک و بیم موج و گردابی چنان هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خودکامی به بد نامی کشید آخر نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها
هنرمند
آلبوم
هفت دریا