
متن آهنگ
دلی داروُم چو مینای شکسته چو کشتی بر لب دریا نشسته همه می گن: فلونی ساز بسته صدا کی می دهد ساز شکسته سفر مشکل، فٌراق یار مشکل به ناچاری نَهم این بار بر دل ز کوه افزون بود، بار فراقش عجب دانم رسد مفتون به منزل مرا زاری ِ دل بی سبب نیست مرا آسودگی در روز و شب نیست ز هجرت اشک ریزم همچون باران اگر خون آید از چشمم عجب نیست
هنرمند
آلبوم
Newroz